چه خوش خیال بودم که همیشه فکر می کردم در قلب تو محکوم به حبس ابدم.

به یکباره جا خوردم!!!!!!

وقتی زندان بان بر سرم فریاد زد،هی....تو....ازادی......

و صدای گام های "غریبه ی" که به سلولم می امد.



[ دوشنبه 23 دی 1392 ] [ 07:54 ب.ظ ] [ kousar joon ]

[ نظرات() ]


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات